AzadehShahid.com
tebyan


وصیت نامه آزاده شهید محمود امجدیان

به نام خدا
خدمت پدر عزیزم، سلام. پدر بزرگوارم! محمود پسر حقیرتان برای شما می نویسد در آخرین ساعت های عمر خود . پدر جان! خیلی خیلی شما را دوست داشتم. بیشتر اوقات چهره شما در برادرم بود ، چهره غم گرفته شما . به خدا دلم آتش گرفت. پدر جان! خیلی زحمت کشیده اید، اما افسوس فرزندی شایسته برای شما نبودم . نمی دانم چطور بنویسم . در مرگم ناراحت می شوی، دلشکسته می شوی، اما پدر جان من خودم هدفی داشتم. دلم می خواهد روح مرا شاد کنی . به این وسیله که مجلس عزاداری در کار نباشد. مادر عزیزم! چقدر به حال شما گریه کردم ، غصه خوردم.
مادر جان این نامه را ساعت 5/8 شب می نویسم. چهره شما را می بینم . مادر مرا ببخش ... مادر مرا ببخش .. وقت کم است و خلاصه می کنم.
خدمت خواهران عزیزم که جز خوبی و دلسوزی چیز دیگری از آنان ندیدم. ازشما خواهران عزیز می خواهم مرا ببخشید . من شما را خیلی دوست می داشتم ، خیلی، خیلی ...
می دانم خواهرم خدا از شما راضی است چون خیلی زحمت کشیده اید. به فکر همه ما بودید. بچه ها را تا آنجا که ممکن است بگذارید درس بخوانند.
باقر عزیز درس را بخوان و مطالعه زیاد داشته باش.
دیگر چیزی ندارم بنویسم . مرا حلال کنید . همگی شما را به خدا می سپارم . امیدوارم که زندگی را در شادکامی بگذرانید. خیلی خیلی خوشحالم.
منطقه جنگی 17/11/61
محمود امجدیان